آینده پشتیبانگیری و بازیابی اطلاعات در سال ۲۰۲۵ بیش از هر چیز با حرکت از «داشتن نسخه بکاپ» به سمت Cyber Resilience و بازیابی قابل اثبات تعریف شد. معماریهای Hybrid Backup، نسخههای Immutable و Air-Gapped، DRaaS، کنترل دسترسی مبتنی بر Zero Trust، اتوماسیون و تحلیل هوشمند به سازمانها کمک میکنند ریسک از دست رفتن داده و زمان توقف سرویس را کاهش دهند. در این راهنما بررسی میکنیم این فناوریها چگونه باید بر اساس RPO، RTO، نوع Workload، هزینه و ریسک واقعی سازمان انتخاب شوند.
- Backup زمانی ارزش دارد که امکان Restore آن بهصورت منظم آزمایش و اثبات شده باشد.
- Snapshot، Replication و Backup سه ابزار مکمل هستند و نباید بهجای یکدیگر در نظر گرفته شوند.
- برای مقابله با Ransomware، حداقل یک نسخه باید در برابر حذف یا تغییر غیرمجاز مقاوم و ترجیحاً خارج از Failure Domain اصلی باشد.
- RPO و RTO باید برای هر Workload جداگانه تعیین شوند؛ کاهش بیش از حد آنها میتواند هزینه معماری را بهشدت افزایش دهد.
- Cloud Backup و DRaaS الزاماً ارزانتر نیستند؛ Storage، Egress، پهنای باند، Retention و هزینه آزمون بازیابی باید در TCO محاسبه شوند.
- AI میتواند در تشخیص ناهنجاری، تحلیل نسخههای سالم و اتوماسیون عملیات کمک کند، اما جایگزین سیاست بازیابی، تست و کنترل انسانی نیست.
چرا استراتژی Backup و DR در سال ۲۰۲۵ تغییر کرد؟
مسئله اصلی سازمانها دیگر فقط خرابی دیسک یا حذف تصادفی یک فایل نیست. Ransomware، سرقت Credential، حذف عمدی نسخههای پشتیبان، اختلال Cloud، خطای انسانی، خرابی سایت و پیچیدگی محیطهای Hybrid و Multi-Cloud باعث شدهاند طراحی Backup به بخشی از معماری تداوم کسبوکار و Cyber Resilience تبدیل شود.
در نتیجه، سؤال حرفهای دیگر این نیست که «آیا از دادهها بکاپ داریم؟»؛ بلکه باید پرسید: نسخهها کجا نگهداری میشوند، چه کسی امکان حذف آنها را دارد، آخرین Restore Test چه زمانی انجام شده، چه مقدار داده ممکن است از دست برود و بازگرداندن سرویس حیاتی واقعاً چقدر زمان میبرد.
حرکت از Backup ساده به Recovery قابل اثبات
یک Job موفق لزوماً به معنی یک Backup قابل بازیابی نیست. خرابی Repository، مشکلات Encryption Key، نبودن وابستگیهای Application، ناسازگاری نسخهها، مشکل Network یا Identity و حتی آلوده بودن Restore Point میتوانند در زمان بحران مانع بازیابی شوند. بنابراین آزمون دورهای Restore، بررسی Integrity و ثبت زمان واقعی بازیابی باید بخشی از چرخه عملیاتی Backup باشد.
Hybrid Cloud و افزایش تعداد Failure Domainها
توزیع Workloadها بین دیتاسنتر داخلی، Public Cloud، SaaS و شعب مختلف انعطاف بیشتری ایجاد کرده، اما حفاظت از داده را نیز پیچیدهتر کرده است. معماری Hybrid Backup میتواند نسخههای Local سریع را برای Recovery روزمره با نسخههای Offsite یا Cloud برای Disaster Recovery ترکیب کند؛ با این حال طراحی آن باید هزینه انتقال داده، Egress، Latency، Retention و محدودیتهای بازیابی را نیز در نظر بگیرد.
برای بررسی دقیقتر این مدل میتوانید راهنمای پشتیبانگیری ابری برای کسبوکارها را نیز مطالعه کنید.
مهمترین روندهای Backup و Disaster Recovery در سال ۲۰۲۵
روندهای اصلی سال ۲۰۲۵ نشان دادند که معماری Data Protection به سمت جداسازی بیشتر نسخهها، اتوماسیون عملیات، بازیابی قابل آزمایش و کاهش وابستگی به یک Failure Domain حرکت کرده است. مهمترین تغییرات را میتوان در پنج حوزه مشاهده کرد.
Immutable و Air-Gapped Backup برای مقابله با Ransomware
یکی از مهمترین تغییرات، افزایش استفاده از نسخههایی است که در بازه Retention تعیینشده امکان تغییر یا حذف آنها محدود شده است. Immutability میتواند احتمال تخریب نسخه پشتیبان توسط مهاجم یا حساب مدیریتی Compromised را کاهش دهد، در حالی که Offline یا Air-Gapped Backup لایه جداسازی دیگری بین محیط Production و نسخه Recovery ایجاد میکند.
معماری مناسب معمولاً فقط به یک روش متکی نیست و بسته به سطح ریسک میتواند ترکیبی از Immutable Storage، Object Lock، Tape، Repository سختسازیشده یا Cyber Recovery Vault باشد. برای بررسی این موضوع، مقاله اهمیت Air-Gapped Backup در سال ۲۰۲۵ مسیر تکمیلی مناسبی است.
Zero Trust در زیرساخت Backup
Zero Trust به این معنا نیست که فقط یک محصول امنیتی جدید به Backup اضافه شود. اصل اساسی آن حذف اعتماد ضمنی، ارزیابی مستمر دسترسی و محدود کردن مجوزها به حداقل مورد نیاز است. در محیط Backup این رویکرد میتواند شامل تفکیک حسابهای Backup Administrator از Domain Admin، استفاده از MFA در نقاط پشتیبانیشده، محدودسازی Management Network، کنترل دسترسی Repository و ثبت و پایش تغییرات حساس باشد.
برای شناخت معماری این رویکرد، مطالعه Zero Trust Security در دیتاسنتر میتواند مکمل این بخش باشد.
DRaaS و بازیابی خارج از سایت اصلی
Disaster Recovery as a Service یا DRaaS امکان استفاده از زیرساخت ارائهدهنده برای Replication، Failover یا بازیابی Workloadها را فراهم میکند و میتواند نیاز به ساخت کامل یک سایت DR ثانویه را کاهش دهد. این مدل بهویژه برای سازمانهایی جذاب است که به Disaster Recovery نیاز دارند اما نمیخواهند تمام ظرفیت سایت دوم را بهصورت دائمی مالک و مدیریت کنند.
با این حال، DRaaS بهصورت خودکار به معنای RTO کوتاه یا هزینه کمتر نیست. Connectivity، حجم داده، Dependency سرویسها، Failback، امنیت Identity، محل نگهداری داده، هزینه Cloud و SLA ارائهدهنده باید قبل از انتخاب بررسی شوند. جزئیات بیشتر در مقاله Disaster Recovery as a Service یا DRaaS بررسی شده است.
AI و تحلیل هوشمند در Data Protection
AI و Machine Learning در Data Protection بیشتر در حوزههایی مانند تشخیص رفتار غیرعادی، تحلیل تغییرات داده، شناسایی نشانههای Corruption، اولویتبندی Alertها و کمک به یافتن Restore Point سالم کاربرد پیدا کردهاند. ارزش واقعی این فناوری زمانی مشخص میشود که در کنار Telemetry مناسب، سیاستهای امنیتی و فرآیند Recovery کنترلشده استفاده شود.
شروع خودکار Recovery صرفاً بر اساس یک Alert میتواند خطرناک باشد؛ زیرا ابتدا باید مشخص شود Restore Point انتخابشده سالم است، Root Cause کنترل شده و محیط مقصد برای بازگرداندن Workload آماده است. به همین دلیل Orchestration و Validation بهاندازه Detection اهمیت دارند.
Automation و Recovery Orchestration
محیط سازمانی ممکن است برای بازیابی یک سرویس به Active Directory، DNS، Network، Database، Storage و چند Application وابسته باشد. Recovery Orchestration کمک میکند ترتیب راهاندازی، Health Checkها، Approvalها و آزمونهای دورهای در قالب Workflow یا Runbook مشخص شوند. این موضوع خطای انسانی را کاهش میدهد و امکان اندازهگیری RTO واقعی را فراهم میکند.
RPO، RTO و فناوریهای کلیدی بازیابی اطلاعات
انتخاب فناوری Backup بدون تعیین RPO و RTO معمولاً به Over-Sizing، هزینه غیرضروری یا معماریای منجر میشود که در زمان بحران اهداف کسبوکار را برآورده نمیکند. این دو شاخص باید بر اساس اهمیت هر سرویس و میزان تحمل سازمان در برابر Data Loss و Downtime تعیین شوند.
| شاخص | سؤال اصلی | نمونه | اثر روی معماری |
|---|---|---|---|
| RPO | حداکثر چه مقدار از دادههای اخیر قابل از دست رفتن است؟ | RPO برابر ۱۵ دقیقه | نیاز به Backup، Replication یا CDP با فاصله زمانی متناسب دارد. |
| RTO | سرویس حداکثر چه مدت میتواند از دسترس خارج باشد؟ | RTO برابر ۱ ساعت | روی توان Compute، Network، Recovery Automation و طراحی سایت DR اثر میگذارد. |
Incremental Backup و Continuous Data Protection
Incremental Backup بهجای انتقال مجدد کل Dataset، تغییرات ایجادشده از Backup قبلی را ثبت میکند و میتواند مصرف Storage و پهنای باند را کاهش دهد. نحوه وابستگی Incrementalها به Full Backup و فرآیند Synthetic Full به محصول مورد استفاده بستگی دارد.
Continuous Data Protection یا CDP برای Workloadهایی با RPO بسیار کوتاه طراحی میشود و تغییرات را بهصورت پیوسته یا با فاصله بسیار کم محافظت میکند. دستیابی به RPO نزدیک به صفر ممکن است، اما نیازمند بررسی Latency، Journal Capacity، Replication Link و قابلیتهای پلتفرم است.
Snapshot چه تفاوتی با Backup دارد؟
Snapshot یک Point-in-Time سریع از وضعیت داده است و برای Recovery عملیاتی بسیار مفید است؛ اما اگر Snapshot و داده اصلی در Failure Domain مشترک قرار داشته باشند، خرابی Storage، حذف مدیریتی یا Compromise همان سامانه میتواند هر دو را تحت تأثیر قرار دهد.
Backup مستقل باید امکان نگهداری نسخه در Repository یا Failure Domain جداگانه و اجرای Restore مستقل را فراهم کند. در معماری حرفهای، Snapshot، Replication و Backup معمولاً در کنار یکدیگر استفاده میشوند.
Retention Policy؛ چند نسخه و برای چه مدت؟
Retention یک عدد ثابت برای همه سازمانها نیست. Recoveryهای روزمره ممکن است به نسخههای کوتاهمدت پرتعداد نیاز داشته باشند، در حالی که Audit، الزامات قانونی یا نگهداری سوابق میتواند Retention ماهانه یا سالانه ایجاد کند. Longer Retention نیز همیشه بهتر نیست؛ زیرا Capacity، هزینه، Exposure و الزامات حذف داده را افزایش میدهد.
کاربردها و سناریوهای واقعی Backup و Disaster Recovery
معماری Backup زمانی ارزشمند است که برای سناریوی Failure مشخص طراحی شده باشد. خرابی یک VM، از دست رفتن کل Storage، حمله Ransomware و از دسترس خارج شدن یک سایت، چهار مسئله متفاوت با Recovery Pathهای متفاوت هستند.
مراکز داده و سازمانهای بزرگ
در Enterprise Datacenter معمولاً چند Tier حفاظتی لازم است. سرویسهای Mission-Critical ممکن است به Replication یا CDP، Recovery Orchestration و سایت DR نیاز داشته باشند، در حالی که Workloadهای کماهمیتتر میتوانند با Backup دورهای و RTO طولانیتر محافظت شوند. طبقهبندی Workloadها مانع تحمیل هزینه معماری Tier-1 به تمام سرویسها میشود.
SMBها و سازمانهای با منابع محدود
Cloud Backup و DRaaS میتوانند دسترسی SMBها به Offsite Protection و ظرفیت قابل توسعه را سادهتر کنند، اما حذف کامل زیرساخت داخلی همیشه بهترین انتخاب نیست. Recovery سریع فایلها یا VMهای محلی ممکن است همچنان وجود یک Backup Copy نزدیک به Production را توجیه کند.
بازیابی پس از Ransomware
در حمله Ransomware هدف فقط Restore سریع نیست؛ باید از بازگرداندن Malware یا داده Corrupted نیز جلوگیری شود. مسیر Recovery بهتر است شامل Isolation محیط آلوده، بررسی Scope حمله، انتخاب Last Known Good Copy، Validation نسخه و سپس بازگرداندن کنترلشده سرویس باشد.
برای بررسی عمیقتر لایههای دفاع داده میتوانید مقاله نقش Storageهای Immutable در مقابله با Ransomware را نیز در ادامه مطالعه کنید.
مهاجرت Cloud و حفاظت از Workloadهای توزیعشده
پیش از Cloud Migration باید مشخص شود Backup موجود بعد از مهاجرت نیز Workload جدید را پوشش میدهد یا خیر. Data Protection برای VM، Database، Object Storage، Kubernetes و SaaS یکسان نیست و ممکن است به Connector، API یا Repository متفاوت نیاز داشته باشد.
در Kubernetes نیز فقط Persistent Volumeها مهم نیستند؛ اطلاعات لازم برای بازسازی Application، Kubernetes Objects، Configuration و در برخی معماریها وضعیت Control Plane باید در Recovery Plan لحاظ شوند. بازیابی باید ترجیحاً در یک محیط آزمایشی یا Cluster جداگانه نیز قابل اعتبارسنجی باشد.
حفاظت از SaaS
در سرویسهای SaaS باید مشخص شود قابلیتهای Native Retention و Recovery ارائهدهنده تا چه اندازه با Retention Policy، Granular Restore و الزامات سازمان هماهنگ است. اگر Recovery داخلی سرویس نیاز کسبوکار را پوشش ندهد، استفاده از Backup مستقل SaaS میتواند لایه حفاظتی مکمل ایجاد کند.
صنایع مالی، درمانی و محیطهای Regulation-Driven
در محیطهایی که داده حساس یا الزامات Audit وجود دارد، معماری Backup باید علاوه بر Recovery، Encryption، Access Control، Retention، Logging و نحوه حذف داده را نیز پوشش دهد. هیچ فناوری بهتنهایی تضمینکننده Compliance نیست و سیاست نهایی باید با مقررات واقعی حوزه فعالیت و محل نگهداری داده تطبیق داده شود.
مقایسه معماریها و راهکارهای Backup در سال ۲۰۲۵
مقایسه راهکارهای Backup تنها با معیار «سرعت» یا «قیمت» نتیجه قابل اتکایی نمیدهد. Applianceهای Purpose-Built، Software Backup Platformها، Object Storage، Cloud Backup و DRaaS نقشهای متفاوتی دارند و گاهی باید در یک معماری واحد با یکدیگر ترکیب شوند.
| مدل | مزیت اصلی | نکته قابل بررسی | سناریوی مناسب |
|---|---|---|---|
| On-Premises Backup | کنترل مستقیم و Recovery محلی سریع | نیاز به Capacity Planning، نگهداری و نسخه Offsite | دیتاسنترهای دارای تیم و زیرساخت داخلی |
| Cloud Backup | ظرفیت قابل توسعه و Offsite Copy | Egress، Bandwidth، Retention Cost و زمان بازیابی | نسخه ثانویه، Archive و محیطهای Hybrid |
| Hybrid Backup | ترکیب Recovery محلی با Offsite Protection | پیچیدگی Policy و مدیریت چند Repository | سازمانهایی با RTOهای متفاوت |
| DRaaS | کاهش نیاز به مالکیت کامل سایت DR | SLA، Networking، Failback، Compliance و هزینه Cloud | Disaster Recovery در سطح Application یا Site |
| Cyber Recovery Vault | جداسازی نسخههای حیاتی از Attack Surface اصلی | طراحی Isolation، Data Validation و فرآیند Recovery | محیطهای دارای ریسک بالای Cyberattack |
Dell PowerProtect Data Domain در برابر HPE StoreOnce
Dell PowerProtect Data Domain و HPE StoreOnce هر دو در گروه Purpose-Built Backup Appliance قرار میگیرند و برای ذخیرهسازی و بازیابی Enterprise Backup طراحی شدهاند. مقایسه حرفهای آنها باید بر اساس مدل دقیق Appliance، ظرفیت Logical و Usable، عملکرد Ingest و Restore، Deduplication، پروتکلهای Integration، Replication، قابلیتهای Cyber Resilience، Licensing و نرمافزار Backup مورد استفاده انجام شود.
در خانواده PowerProtect Data Domain قابلیتهایی مانند Retention Lock در مدلها و لایسنسهای پشتیبانیشده میتواند برای Immutable Retention استفاده شود. در سمت HPE، StoreOnce Catalyst معماری اختصاصی انتقال و مدیریت Backup Data را ارائه میدهد. در هر دو حالت، امنیت واقعی به Configuration، نسخه نرمافزار، Hardening، دسترسی مدیریتی و نحوه طراحی کل Backup Infrastructure وابسته است.
Veeam و Acronis؛ مقایسه بر اساس Workload نه نام برند
Veeam و Acronis را بهتر است بر اساس نیاز واقعی سازمان مقایسه کرد: پوشش VM، Physical Server، Cloud و SaaS، Application-Aware Backup، Recovery Orchestration، Integration با Immutable Repository، Threat Detection، Licensing و مدل استقرار. یک محصول ممکن است برای محیط VMware-محور مناسبتر باشد و محصول دیگر در سناریویی که Endpoint Security و Data Protection باید یکپارچهتر مدیریت شوند ارزش بیشتری داشته باشد.
چکلیست پیادهسازی موفق Backup و Disaster Recovery
خرید نرمافزار یا Appliance پایان پروژه نیست. بخش مهمتر، تبدیل فناوری به یک فرآیند قابل تکرار و قابل اندازهگیری است. مراحل زیر میتوانند مبنای طراحی یا بازبینی معماری Backup سازمان باشند.
- طبقهبندی Workloadها: سرویسهای Critical، Important و Standard را از یکدیگر جدا کنید.
- تعیین RPO و RTO: اهداف را بر اساس Business Impact تعیین کنید، نه قابلیت اسمی محصول.
- انتخاب Recovery Method: مشخص کنید هر سرویس به Snapshot، Backup، Replication، CDP یا DR نیاز دارد.
- طراحی نسخه مقاوم: حداقل یک Recovery Copy را از Failure Domain و Credential Domain اصلی جدا کنید.
- طراحی Retention: Daily، Weekly، Monthly و Long-Term Retention را بر اساس نیاز واقعی مشخص کنید.
- امنسازی Backup Infrastructure: MFA، Least Privilege، Encryption، Segmentation و Logging را اعمال کنید.
- ساخت Runbook: ترتیب Recovery سرویسها، Dependencyها، مسئولیت افراد و Validation نهایی را مستند کنید.
- Restore Test دورهای: بازیابی را در سناریوی واقعی یا محیط Isolated آزمایش و زمان آن را ثبت کنید.
- اندازهگیری KPIها: موفقیت Jobها، Restore Success Rate و میزان تحقق RPO/RTO را پایش کنید.
قاعده 3-2-1-1-0
یک الگوی شناختهشده برای افزایش تابآوری Backup، قاعده 3-2-1-1-0 است: سه نسخه از داده، روی دو نوع رسانه یا Storage متفاوت، حداقل یک نسخه Offsite، حداقل یک نسخه Offline، Air-Gapped یا Immutable و صفر خطای تأییدنشده در فرآیند Recovery Verification.
این قاعده یک Architecture Template اجباری نیست، اما چارچوب مناسبی برای جلوگیری از قرار گرفتن همه نسخهها در یک Failure Domain ایجاد میکند. ممکن است سازمانی با توجه به Risk Profile خود نسخهها یا Siteهای بیشتری نیاز داشته باشد.
برآورد پهنای باند Backup
برای تخمین اولیه، حجم تغییرات روزانه پس از Data Reduction را بر مدت Backup Window تقسیم کنید. سپس Headroom لازم برای Protocol Overhead، نوسان شبکه و رشد داده را در نظر بگیرید. اگر حجم تغییرات از ظرفیت پنجره Backup بیشتر باشد، Incremental Backup، Source-Side Deduplication، WAN Optimization یا افزایش Bandwidth باید بررسی شود.
محاسبه TCO واقعی
مقایسه هزینه فقط بر اساس قیمت License ناقص است. Hardware یا Appliance، ظرفیت Backup، Support، Cloud Storage، API Request، Egress، Network، Site ثانویه، نیروی انسانی، نگهداری، Upgrade و هزینه Restore Test باید در Total Cost of Ownership لحاظ شوند.
شاخصهای مناسب برای سنجش بلوغ Backup
Backup Job Success Rate
Restore Success Rate
RPO Compliance
RTO Compliance
جمعبندی؛ آینده Backup به معنی بازیابی مطمئن است
مهمترین درس روندهای Backup و Disaster Recovery در سال ۲۰۲۵ این است که نگهداری نسخه پشتیبان بهتنهایی برای ایجاد تابآوری کافی نیست. سازمان باید بتواند نسخهای سالم، مستقل و قابل اعتماد را در زمان مورد نیاز پیدا کند و سرویس را با ترتیب صحیح و در محدوده RTO مورد انتظار بازگرداند.
معماری مناسب معمولاً ترکیبی از Local Backup برای Recovery سریع، نسخه Offsite، Immutability یا Isolation برای مقابله با حملات، Encryption و کنترل دسترسی، Retention متناسب با کسبوکار و آزمونهای منظم Restore است. DRaaS، Cloud Backup، CDP و AI زمانی ارزش ایجاد میکنند که برای مسئله واقعی سازمان انتخاب شوند، نه صرفاً بهعنوان فناوریهای جدید.
خدمات پشتیبانگیری و بازیابی اطلاعات آکو
ارتباط با کارشناسان آکو
مطالب و محصولات مرتبط
سوالات متداول درباره Backup و Disaster Recovery
پالیسی 3-2-1-1-0 دقیقاً چیست؟
این الگو پیشنهاد میکند سه نسخه از داده داشته باشید، نسخهها روی دو نوع رسانه یا Storage متفاوت قرار گیرند، یک نسخه Offsite باشد، یک نسخه Offline، Air-Gapped یا Immutable نگهداری شود و Recoverability نسخهها بهصورت منظم بررسی شود تا خطای کشفنشده در فرآیند بازیابی باقی نماند.
برای مقابله با Ransomware، Immutable Backup بهتر است یا Air Gap؟
این دو جایگزین کامل یکدیگر نیستند. Immutability از تغییر یا حذف نسخه در محدوده تعریفشده جلوگیری میکند، در حالی که Air Gap سطح بیشتری از جداسازی ایجاد میکند. محیطهای حساس معمولاً از چند لایه حفاظتی شامل Immutability، Isolation، کنترل Identity و Restore Testing استفاده میکنند.
آیا Snapshot میتواند جای Backup را بگیرد؟
در اغلب معماریهای Enterprise خیر. Snapshot برای Recovery سریع و Point-in-Time بسیار مفید است، اما اگر همراه داده Production در همان Storage یا Failure Domain قرار داشته باشد، نمیتواند نقش یک Backup Copy مستقل و Offsite را بهطور کامل ایفا کند.
چه مدت باید نسخههای Backup نگهداری شوند؟
Retention باید بر اساس نیاز Recovery، مقررات، نرخ تغییر داده و هزینه Storage طراحی شود. معمولاً ترکیبی از نسخههای کوتاهمدت پرتعداد و نسخههای هفتگی، ماهانه یا بلندمدت استفاده میشود؛ اما یک Retention ثابت برای همه سازمانها یا همه Workloadها مناسب نیست.
آیا برای Microsoft 365 و سایر سرویسهای SaaS به Backup مستقل نیاز داریم؟
ابتدا باید قابلیتهای Native Retention و Recovery سرویس با نیاز سازمان مقایسه شود. اگر مدت نگهداری، Granular Recovery، نسخه مستقل یا الزامات Governance توسط سرویس اصلی پوشش داده نشود، استفاده از Backup مستقل SaaS میتواند منطقی باشد.
Runbook بازیابی چه نقشی در Disaster Recovery دارد؟
Runbook ترتیب بازگرداندن Infrastructure و Application، وابستگیهایی مانند Identity، DNS، Network و Database، مسئولیت اعضای تیم، Validation و مسیر Escalation را مشخص میکند. بدون Runbook تستشده، حتی وجود Backup سالم نیز لزوماً به RTO قابل پیشبینی منجر نمیشود.
HPE
DELL
Broadcom
HPE
DELL
Broadcom
Vmware